با این همه لطف آمریکا، مردم ایران خجالت بخورند یا تحریم؟

خبر بیش از آنکه خوشحال کننده باشد، تعجب بر انگیز بود:

آمریکا نیروی انتظامی، سپاه و بسیج را برای سرکوب‌های پس از انتخابات تحریم کرد. (منبع)

یعنی واقعا تا به امروز این سازمان ها تحریم نبوده اند؟ سرکار خانم وزیر خارجه هم (احتمالا با حالتی حق به جانب) می گوید:

«امروز ایالات متحده سه نهاد حکومتی ایران، سپاه پاسداران، سازمان مقاومت بسیج و نیروی انتظامی و فرمانده آن اسماعیل احمدی‌مقدم را که همچنان در این سرکوب بی‌رحمانه مشارکت دارند، مورد تحریم قرار داده است. به موجب این تحریم‌ هر گونه دارایی‌ افراد و نهادهای تحریم شده در حوزه قضایی آمریکا توقیف می‌شود و شهروندان و سازمان‌های آمریکایی نیز از گونه داد و ستد با آنها منع می‌شوند.» 

سوال اینجانب از ایشان این است که تا الان دولت همیشه حامی حقوق بشر آمریکا دقیقا کدام نهاد های دولتی ایران را تحریم کرده بود؟ و اگر تا به امروز این سازمان ها مشمول تحریم های آمریکا نبوده اند، آیا این بدان معنا است که  شهروندان و سازمان‌های آمریکایی می توانستند با آنها داد و ستد کنند؟

نمی دانم روایات کودتای سال ۳۲  است، داستان های هیچ گاه تایید نشده ی انقلاب  ۵۷  ، یا کلا خصلت بارز دنیای سیاست. هر چه هست من همیشه با اینها مشکل داشتم؛ از آیزن هاور بگیر تا همین حاج حسین، حالا چه پیغام شادباش نوروز بفرستند، چه ما را تحریم کنند.

قوانين ترموديناميك براى من، انقلاب ياس براى تو

دو روز بعد از شهادت ندا امتحان ترموديناميك داشتم. درگير راييدن* بازدهى نيروگاه بودم كه ويدئو ندا در اينترنت پخش شد.

بعد از نزديك به 18 ماه، امتحان ترموديناميك ديگرى دارم و هر وقت اخبار را مى خوانم يك جاى دنيا انقلاب نويى رخ داده. من كماكان درگير راييدن بازدهى نيروگاه هستم.

*راييدن به معنى حساب كردن است. براى نمونه كامپيوتر به معنى حساب گر كه ريشه ى آن در زبان انگليسى compute است، در زبان پارسى رايانه گفته مى شود.

بوسه اى بر گونه هاى سرخ سرباز

بوسه ى مادرانه ى تو بر گونه هاى سرباز قلم را در دست گرفت تا تاريخ را بنويسد. و نگاه نافذ تو اعماق وجود مرا نشانه گرفت تا توان نوشتن را از من بگيرد.

عكس: گوشه اى از مصر

آ سيد كلنل قذافى و غدير قم

آقا اين كلنل قذافى عجب شخصييتى داره، دست آ سيد على مارو از پشت بسته. به خودش ميگه » بزرگ فرمان روايان تازى و شاه شاهان آفريقا و امير مومنان جهان». اينو ديگران نميگن ها، خودش ميگه! بنده خدا اين رهبر معظم ما يك كلام تو قم به خودش گفت اندیشمند، ما آسمان و به زمين رسونديم. كلنل قذافى همون كسى است كه بعد از چهل سال، به نشست سازمان كشورهاى همبسته رفت و تو صورت فرنشین، فرمان سازمان  رو پاره كرد. به راستى كه شرم آور بود. شرم بر اين مرد. مردك آدم كش با كودتا رسيد به قدرت و از جاش هم تكون نخورد.

به تازگى خبرى گفته شده بود از آزادى نانزده روزنامه نگار ليبيايى به دستور كلنل قذافى، «پيشواى انقلاب بزرگ سوسياليستى جمهورى تازى ليبى» (اين همونه كه ديگران بهش ميگن). گفته مى شود دستگيرى اين روزنامه نگاران پاره اى از جنگ قدرت در ميان فرمان روايان است. اما جالب تر اينكه اين روزنامه نگاران براى آژانس خبرى كار مى كنند كه وابسته با سازمانى ست كه بنيان گذار آن فرزند دوم كلنل قذافى، سيف السلام قذافى است. كسى كه همواره يك اصلاح طلب شناخته شده است و اصولگرايان ليبى را نكوهش مى كند. كسى كه از او به عنوان جانشين كلنل قذافى ياد مى شود.

حالا آغا مى رود قم كه رضايت نامه مجتبى را براى رهبرى از مراجع خود فروش بگيرد (اينجا خود فروش مراد از كسى است كه در ازاى دريافت پول، حكم مرجعيت صادر مى كند). تازه به مردمش مى گه ميكروب. سپس رامين از بهترين تيتر خبرى عمرش مى گويد و داستان قديمى برابر کردن روزگار سياه ما با صدر اسلام. يادش به خير، تا چند ماه پيش آغا بود على (عين) ديگران بودن طلحه و ذبير; اكنون خودش شده محمد (صاد) و مجتبى [بميرى رهبرى و نبينى] شده على (عين). به قول رشتى ها «آى براااار»، رهبر اونا مدل هاى ايتاليا ايى رو به اسلام فرا مى خونه، ما داريم از تاريخ اسلام مشتق مى گيريم.

اكنون ما بايد به ليبى رشك بورزيم؟ از براى اينكه جانشين فرمان رواى اونها يك انسان دگر خواه است و نه يك آدم كش؟ از براى اينكه اونجا مردمش ميكروب خس و خاشاك و بزغاله و «دشمن» نيستن؟ يا از براى اينكه پرچم اونها هويت سركوب شده ى ماست؟ راستى اگر پرچم ايران مانند پرچم ليبى بود، ا.ن تو كنفرانسهاى خبرى اش چه انى مى خواست بخوره؟

داستان آن شاخه ى زيتون و تفنگ يك شورشى

«امروز به پيشگاه شما آمده ام، در يك دستم شاخه ى زيتون ودر دست ديگرم تفنگ يك شورشى. نگذاريد شاخه ى سبز از دستم بيفتد… نگذاريد شاخه ى سبز از دستم بيفتد.»

غلاف را به كمر بسته بود، ولى تفگنش در آن نبود. گفته اش كوتاه بود، و گزينشى كه در برابر دنيايى لبريز از جنگ و نفرت نهاد. دنيايى كه شاخه ى زيتون را شكست و تفنگ آن شورشى را بدست گرفت.

«ها أنا جئتكم يا سياده الرئيس, و غصن الزيتون فى يدى والبندقية ثائرفى يدى, فلا تسقطوا الغصن الاخضر من يدي .»

سخنرانى ياسر عرفات در سال 1974، نخستين نماينده يك سازمان غير دولتى و همچنين نخستين تنى كه غلاف به كمر (غلافى كه خالى از تفنگ بود) در نشست سازمان كشورهاى همبسته سخنرانى كرد. 

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 41 مشترک دیگر بپیوندید